معرفی و نقد کتاب غرور و تعصب

اثر جین آستین

درباره نویسنده:

 جین استین نویسنده انگلیسی متولد 1775، از مهره های مهم ادبیات غرب است و در زمینه شناخت زندگی زنان در عصر خودش، شهرت جهانی دارد. جین آستن سال های بیشتر عمر خود را در قرن هجدهم و هفده سال پایانی زندگی اش را در قرن نوزدهم گذراند. در آن زمان، زنان اجازه نویسندگی یا دخالت در مسائل اجتماعی و سیاسی را نداشتند. به همین دلیل جین همیشه مراقب بود تا کسی از نویسنده بودنش بویی نبرد. به خاطر همین هم بود که روی جلدهای کتاب هایش به جای نام اصلی نویسنده نوشته می شد: “یک بانو”.

او رمان‌نویسی را از دوران نوجوانی آغاز کرد و شش رمان درباره زندگی در دوران قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم نوشت. از بین این کتاب‌ها چهار مورد از آنها در یک دوره‌ چهار ساله منتشر شد که همین موضوع نشانگر سرعت بالای نویسنده در نگارش بود. “عقل و احساس”، “غرور و تعصب“، “مانسفیلد پارک” و “اما” کتاب‌هایی بودند که در زمان حیات او چاپ شد و نام او را به عنوان نویسنده‌ای صاحب سبک بر سر زبان‌ها انداخت. دو کتاب دیگر او یعنی “ترغیب” و “نورثنگرابی” پس از مرگش منتشر شد. کتاب هفتم او هیچ‌گاه به پایان نرسید.

سر والتر اسکات درباره جین آستن گفته است: “این بانوی جوان برای توصیف زندگی عادی استعدادی حیرت انگیز دارد. خودم مثل خیلی های دیگر می توانم مزخرفات ببافم، اما عاجزم از این که یک اتفاق پیش پا افتاده را به شکل جذابی تعریف کنم.”

جین آستین هفتمین فرزند از هشت اولاد خانواده و دومین فرزند دختر بود. پدرش جورج آستین کشیشی محلی بود و مادرش کـاساندرا  نام داشت.جورج آستین درآمد متوسط آبرومندانه‌ای از تدریس داشت ولی برای او با داشتن هشت فرزند (مثل آقای بنت در رمان غرور و تعصب) ثروت زیادی محسوب نمی‌شد و برای ازدواج آن‌ها رقم قابل توجهی نبود.

در سال ۱۷۸۳ جین و خواهر بزرگ‌ش کاساندرا مدت کوتاهی تحت تعلیم خانم کاولی قرار گـرفتند کـه ابتدا در آکسفورد و سپس به ساوت‌همپتون نقل مکان کردند. آن‌ها پس از همه‌گیری یک بیماری در ساوت‌همپتون، به خانه بازگشتند. جین و کاساندرا سال‌های ۱۸۷۵ و ۱۷۸۶ در مدرسه شبانه‌روزی کلیسا به کلاس قرائت رفتند که ظاهرا شباهت‌هایی به مدرسه غیر رسـمی خـانم گودارد در رمان «اما» داشته است.جین برای رفتن به این مدرسه بسیار جوان به نظر می‌رسید ولی بدلیل وابستگی و علاقه شدید به خواهرش کاساندرا، همراه او بود. جـین فـقط همین دوره را در خارج از خانه و خانواده تحصیل کرد. دو خواهر، بقیه آموزش‌ها از جمله نقاشی، نواختن پیانو و…را در خانه آموختند.

جین با تاثیرپذیری از خانواده اش بخصوص پدرش، کتابخوان حرفه ای بود و در خاطرات خود نوشته بود که کاش به جای نوشتن بیشتر می خواند. جین آستین هم ادبیات جدی و هم ادبیات عـامه‌پسند آن دوران را به حد کفایت مطالعه می‌کرد و پدرش در سال ۱۸۰۱‌ کتابخانه‌ای با پانصد جلدکتاب داشت و جین نوشته بود که او و خانواده‌اش رمان‌خوان‌های بسیار بزرگی هستند. جین با رمان‌های قرن هجده یعنی کتاب‌های نویسندگانی چون «فیلدینگ» و «ریـچاردسون» آشـنایی کامل داشت، آثاری که خویشتن‌داری و پایبندی اخلاقی در آنها بـسیار کمتر از آثـار نزدیک به دوره «ویکتوریا» بوده است. بااین‌حال او نـوعی وقـار و آداب‌دانی و نزاکت را در رمان‌های خود برگزید.

از ۱۷۸۲‌ تـا ۱۷۸۴ در خـانه کشیشی، نمایش‌هایی توسط خانواده آستین روی صـحنه رفت و در سال‌های ۱۷۸۷ و ۱۷۸۸ تحت تأثیردخترعموی فرهیخته و بافرهنگ جین «الیزادو فیولیدی»-که کتاب «عشق و دوستی» بـه اوتـقدیم شده بود- به نمایش‌ها بـا دقـت و جـزئیات بیش‌تری پرداخته شـد.

او در داستان هایش قهرمانانی خلق کرده که نه بدبخت و فقیرند، نه از اشراف. در رمان­های آستین معجزه اتفاق نمی­افتد و از تغییرات تصادفی خبری نیست. بیشتر گفگتوها میان شخصیت­های داستان­های این نویسنده انگلیسی تبار در جمع­های زنانه می­گذرد.

او در نوجوانی عاشق رقص بود. در عرض یک سال چهار جفت کفش رقص پاره کرد. برخی اورا « پروانه شکارچی همسر» خطاب می­کردند. با این که خواستگاران متعددی داشت هرگز ازدواج نکرد. هیچ وقت با مردی برخورد نکرد که هوش و تحصیلات او را تحسین کند و ازدواج برای پول هم برایش قابل تحمل نبود. پس بهتر بود مجرد بماند – هرچند که در آن زمان زنان مجرد اغلب فقیر بودند. آستین برای حل این مشکل تصمیم گرفت که هرگز از خانواده­اش جدا نشود. زندگی اش آرام و کاملا خانگی بود و خانواده­اش برای او مرکز دنیا محسوب می­شد.

 جین آستین در چهل و یک سالگی در آغوش خواهرش از دنیا رفت (احتمالا از سرطان). در آگهی ترحیمش از او به عنوان نویسنده شش کتاب یاد کردند. هیچ نویسنده دیگری مثل او به تدریج شهرت پیدا نکرد، گرچه روی سنگ قبر او در قبرستان وینچستر مطلبی درباره نویسندگی او نیامدہ است.

آستین کتاب غرور و تعصب را بیشتر از آثار دیگرش دوست داشت. این اثر با یک جمله  مشهور شروع می شود: «همه در سراسر دنیا قبول دارند که مردان مجرد و متمولی، دنبال همسر می­گردند.» الیزابت بنت قهرمان این اثر یکی از تحسین برانگیزترین زنان در ادبیات انگلیسی است. آستین گفت: «من می خواهم او جذاب­ترین موجودی باشد که تاکنون در ادبیات بوده است.»

آستین گفته است که رمان «اما» درباره شیر زنی است که جز من هیچ کس از او خوشش نمی­آید. «با این وجود، خیلی­ها این اثر را بهترین رمان او می­دانند.» پرنس والز یکی از افراد گروه فنز، از آستین خواست این اثر را به او تقدیم کند، آستین هرچند از او خوشش نمی آمد ولی در مقامی نبود که امتناع کند.

با گذشت ۲۰۰ سال از مرگ جین آستین علاوه بر آثارش، همچنان نشانی از او در میان مردم انگلستان وجود داشت، آن هم تصویر او بر روی اسکناس ۱۰ پوندی انگلستان. از دیگر گرامیداشت‌های جین آستین می‌توان به رونمایی از مجسمه برنز او در نزدیکی خانه دوران کودکی‌اش در دویستمین اشاره کرد. جالب است بدانید در جولای سال ۲۰۱۷ نامه‌ای که او به خواهرزاده‌اش در تاریخ ۳۰ اکتبر ۱۸۱۲ نوشته بود، به قیمت دویست هزار دلار در یک حراجی به فروش رفت.

خلاصه کتاب:

تحلیل کتاب:

مطالب مرتبط

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *